تبليغاتX
چهار شنبه ی پیش

چهار شنبه ی پیش

من باید به تو اون پرهای سفید رو نشون بدم.یک دریا از پرهای سفید که اطراف بدن تو بود. تمام بدن تو مثل اون ردای سفید پوشیده از پر بود.مثل تمام هتل ها مجسمه ها و باغ ها....

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

داشتم  با خودم فکر میکردم،که زندگی آدم ها ردی است ازنقره و خیلی زودگذر،مثل رد شهاب های ثاقب بعد هم نمی دانی که چرا یک روز،چشم هاشان تاریک میشود و تو دیگر ،هیچ وقت نخواهی دیدشان

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت22:12توسط پویا رییسی | |

خسوف

 

مرا هر کس که پیدا کند

براش تا آخر دنیا چشم میگذارم.

 

 نمی گردم اصلن کسی را

و به جای تو نمیگیرم

که با چشمان بسته تا صد هزار

یا هر چند صفر که تو بخواهی....

 

درست هم که پشت سرم بایستی

باز من گرگ می شوم

و تو گوسفند دروغگو

 

نمی بینم انگار کسی را

و هیچ کس مرا

که من خودم چشم گذاشته ام

و باز خودم....

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

من دارم محو میشوم،آهسته ولی حتمن.مثل دریانودی که ناپدید شدن آهسته ی خانه اش را روی ساحل نگاه  می کند.من گذشته ام را می بینم که دور می شود.زندگی گذشته ام هنوز در درون من شعله میزند ولی به مرور بیشتر وبیشتر به خاکستر هایی از خاطره تبدیل می شود.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت13:30توسط پویا رییسی | |

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

img06.jpg image by Cfairless

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت10:0توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت9:0توسط پویا رییسی | |

 

با هم که باشیم سه تاییم

من

        تو

             بوسه

بی هم چهارتاییم

تو با تنهایی

من با رنج

+نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت10:0توسط پویا رییسی | |

 

گریه هایت را کرده باشی

روز رفتن

روز سختی نیست

از زیر دست و پا

شعر های نخوانده ات را

جمع میکنی

می چپانی در کیف دستی ات

پیراهن آبیه را اطو می کنی

می زنی به چوب لباسی

شیر را که ترشیده

می ریزی توی توالت

پشت فیش برق مینویسی

منتظرم نباشید

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت10:0توسط پویا رییسی | |

بعد از تو

یک توی دیگر

که پیش تو بود

پیش از تو بود

یدا... رویایی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت2:4توسط پویا رییسی | |

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت20:44توسط پویا رییسی | |